سال ۴۰۳
خیلی یهویی فهمیدم ۲۷ سالمه
و ۲۷ عدد کمی نیست!!!!
خیلی یهویی فهمیدم خونمون دیگه واقعا
خونه مامانبزرگ و بابا بزرگ
بدون هیچ اثری از تجملات
برعکس سالهای قبل!!!!
خیلی یهویی فهمیدم
آدمای اطرافم یا خیلی بزرگ شدن!
یا خیلی پیر!
و کاری از دست کسی برنمیاد
چون زمان زورش بیشتره!!!
خیلی یهویی فهمیدم
نمیتونم کار و رها کنم و برگردم خونه و
دختر خونه باشم
ده با روحیاتم سازگار نیست !!!!
خیلی یهویی فهمیدم
ساختمونهای اطرافمون
یا کوبیدن و آپارتمان شدن
یا خیلی قدیمی و داغون !!!!
وارد حیاط خونه که شدم
خیلی یهویی متوجه شدم
درخت آلو گنده تو حیاطمون
قطع شده و ی نهال کوچیک جاشو گرفته !
الان ک دارم مینویسمش
ترسیدم
گریم گرفته
و کلافم
چی شد یهویی ؟؟؟
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد