It's me

آخرین فعالیت‌های It's me

درباره It's me

It's me

پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳
15:52

ی ماگ دارم

پیرکسه

خیلی خوشگله

ولی

خیلی زود لک آب میگیره

پند وقت بود انرژی نذاشته بودم براش

امروز از صبح افتادم ب جونش

همش دادم روش های گوناگون و تست میکنم

میسابمش

بلکه تمیز شه

پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳
9:33

از ساعت ۷ بیدارم

ولی از جام بلند شدنم نمیاد

صبونه چی بخورم؟

معلومه

چیپس

ماست موسیر

چایی

باز شام و ناهارم شده

چیپس و پفک

معلومه نیاز ب مرخصی و آغوش گرم خانواده دارم

یا بیشتر. توضیح بدم؟

چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۳
21:33

امروز رفته بودیم ی مزون

تو ولنجک

حیاط مزون

ب قدری زیبا و با صفا بود

ک اگر ب من میگفتن تا آخر عمرت

سرما و گرما

بمون تو همین حیاط

با روی گشاده می‌پذیرفتم

حالا بماند ک همه خونه ها تو اون منطقه عالی بود

و این مزون ی ساختمون خیلی معمولی ب حساب میومد اونجا

ولی واقعا دلم گرفت

شاید ما ها سهممون از اون خونه ها

فقط چند بار مزون رفتن

تا آخر عمرمون باشه

ولی بعضیا

تو این خونه ها دارن زندگی میکنن

براشون عادی ه

شایدم

رسم روزگار عوض شد

شاید ما ها هم رسیدیم اونجا ها

ک وقتی بیدار شدیم و از اتاق زدیم بیرون

با ی پنجره بزرگ و ی ویو قشنگ رو به رو شدیم

شاید هم نه

ولی حداقل امیدوار باشیم

نه؟

سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳
20:45

والا من روز عادی

تعطیل

غیر تعطیل

نزدیک تعطیل

دور از تعطیل

هر تایم کوفتی

میخوام برم شهرستان

بلیط نیست

تهرانم همیشه خدا ترافیک

ب جز تعطیلات نوروزی

پس این بلیطای بی صاحاب و

کی میخره؟

تهران ک شلوغه

بلیطم ک نیست

پس چی میشن این وسط؟

همیشه در به در بلیطم

ی بار نشد بدون استرس از این خراب شده بریم

یا ب این خراب شده برگردیم

اه

از تنها موندن تو خونه پوکیدم 😭

چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳
21:5

امروز همکارم ی پست نشونم داده

میگه این همون سبک زندگی موردعلاقه

پست چی بود؟

ی خانوم ک ی فنجون طلا دستشه

:)))

چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳
20:59

امروز با یکی از بچه های خوابگاه

ک محل کارش نزدیک محل کار منه

رفتیم ی کافه

بعد کافه یکم خواستیم قدم بزنیم

سیگار گرفت سمتم

منم بعد مدتها هوس کردم یکی بکشم

زهره رفت تو سوپر

من بیرون منتظرش بودم

ی خانوم پیر و خیلی با حجاب

یکم نگام کرد

اومد نزدیکم

ی شکلات گرفت سمتم

گفت

دختر قشنگم، شکلات بخور

سیگار نکش

شما ک انقد خوشگلی، جوونی

قراره مادر آینده باشی

این چیزا چیه آخه

منم سر تا پاش و ی نگا کردم

بعد گفتم ارزش نداره دهن ب دهنش بذارم

شکلات از دستش گرفتم

مستقیم تو جیبم

بعد ی پک سنگین ب سیگار

پیر زن همچنان داشت نگام می‌کرد

چشم ازم برنمی‌داشت

منم همینطور

منتظر بودم ببینم کی معذب میشه بره؟

یکم نگام کرد

بعد گفت خدافظ عزیزم

منم با ی پک دیگه

مسیر رفتنش و نگا میکردم

من وقتی پیر شدم

قول میدم منزجر کننده و فضول نباشم

cherchil

نفرت

دوشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۳
18:3
امروز از اون روزاست ک از همه متنفرم از همه میخواستم کلی غر بزنم از بی عدالتی دنیا از حال خوب خرابا، خائنا ولی یکم ک زندگیمو مرور کردم دیدم نه صبر صبر صبر تهش ی جوری ب ی نحوی نتیجه اعمالت و میبینی پس صبر میکنم کاش یکم نامحسوس تنفر داشتم کاش میتونستم نشون ندم از کی متنفرم از کی نیستم
cherchil

میلاد

یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳
22:30

امروز یکی از بچه ها داشت غر میزد

ک وقتی در و باز کردم

رد شدم

بعد در و نگه نداشتم ک اونم ک پشت سرم بود

رد شه

و با کله رفته تو در :)))

میلاد پاشد گفت

بابا چرچیل مرد مرد

ازش انتظار ناز بودن و خانوم بودن داری؟

بعد یکی دیگه از پسرا برگشت گفت

آره خدایی چرچیل اعصاب این ظریف کاریا رو داره اخه؟

واقعا نمیدونم چ وجهه ای از خودم رو بهشون نمایاندم :)))

cherchil

رئیس

یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳
22:27

کاش کاش از اون دخترا بودم

ک بلدن مخ بزنن

ی نیم ساعت مخ این رئیس و میزدم

اون دو تا خراب و اخراج کنه

واقعا محیط کار

برای کاره

ن خراب بازی

میرید سر کار

حواستون باشه لطفا

یکشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۳
22:25

توشرکت ی خانومه هست

پوستش سبزست

دستاشم پر انگشتر های مینیمال

شاید فک کنید خز میشه

ولی انقد جذاب ک نگو

منم دلم میخواد

ولی پول ندارم انگشتر بخرم

تف تو این زندگی

چیکار میکنم با پولا من؟

حس میکنم همش میدم پفک و اسنپ و آش...

یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳
22:22

امروز حامد

تو جشن خداحافظیش

در مورد هر کدوم ی جمله میگفت

ب من ک رسید

گفت

این بشر تشنه یادگیری ه

ذوق داره

ذوقش آدم و وادار میکنه یادبگیره

....

اکثرا من و اینطوری میشناسن

یعنی کسی ک هیچ وقت ناامید نمیشه

تلاش میکنه و تلاش

سخت کوش

میدونی چی میخوام بگم؟

حداقل تو این ی سال آخر

همه صفات در موردم این بود

سخت کوش!!!!

ولی باهوش نه....

الان برام سوال شده

باهوش بودن بهتره

یا سخت کوش بودن؟

کدوم و ترجیح میدی؟

چرا؟

یکشنبه دهم تیر ۱۴۰۳
22:19

اول غر بزنم

دو روزه بعد کار میرم پیاده روی

و گویا کفش های مناسبی ندارم

چون کف پاهام تاول زده

و الان داره میسوزه....

این کفشا رو دیگه نمیپوشم...

دیشب نتونستم بخوابم

الان خسته و گیج خوابم

و منتظرم سحرجان از سرویس دل بکنه

نوبت من شه برم ی مسواک بزنم

بعد تا صبح بمیرم

راستش من مث سگ از تنهایی و شب میترسم

و دیروز خونه تنها بودم

و تا صبح بیدار

الان با اینکه از سرویس بیرون نمیاد

و دارم کلافه میشم

ولی همین که هست

شاکرم :)))

دوشنبه چهارم تیر ۱۴۰۳
18:33

دلم میرزا قاسمی میخواد

اما

حوصله ندارم

دوشنبه چهارم تیر ۱۴۰۳
0:19

سینمایی جالبی بود

موضوعش تو ایرانیا خیلی جدید و جذاب بود

کلا میدونی

فیلم سازا ب طرز قشنگی با فکر دارن فیلم میسازن

جدا از اونا ک خیلی شتن و از اول مشخصه ک شتن

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد