It's me

آخرین فعالیت‌های It's me

درباره It's me

It's me

یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۲
14:21

شما هم حس میکنید بوی عید نمیاد؟

شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲
12:48

بزرگترین آرزوی زندگیم

در حال حاضر

اینه ک

انقد پول داشته باشم

ی ماشین با ی راننده برا خودم داسته باشم

۲۴ ساعته

۷ روز هفته

یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲
18:29

از کله سحر نشستم تو فرودگاه

و شاهد تمامی لاس های این داف فروشنده

با پسرهای این مرز و بوم بودم

ناموسا خوب خسته نمیشه

من اینقد حرف میزدم

تا دو هفته

نیازمند ی اتاق تاریک بدون حضور هیچ جنبنده بودم

بقیه تایمشم

فیلم کره ای میدید

یکشنبه بیستم اسفند ۱۴۰۲
14:27

چون خیلی دوسش میدارم

پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲
22:45

رفتمااااا

گفت من مشکل ردیف بودن دندون نمیبینم در مورد تو

چیزی ک میبینم لبخند لثه ای ه

اگه دیده شدن لثه هات موقع لبخند اذیتت میکنه

میتونی بری جراحی فک

ولی الان نیازی ب ارتودنسی نداری

از اون موقع رو لبخند هام حساس شدم

من دوست داشتم لثه هام و موقع خندیدن :((

الان ازشون بدم میاد

یا حداقل حساس شدم :((

معیار های زیبایی کم کم داره میره رو مخم

پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲
22:42

ی دختری اونجا بود

مربی فیتنس بود

اون بهم گیر داده بود

چرا انقد ساده ای؟

چرا نه مژه

نه لب

نه هیچیییی

معتقد بود باید ب خودت برسی

ب خودت رسیدن هم

تو مژه اسپایکی

و بخصوص تزریق لب و سینه

براش تعریف شده بود

ولی جدای از عقایدش

دختر دوست داشتنی و خوشگلی بود

پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۲
22:40

اولا ک خوابم نمیاد

ولی باید الان خواب باشم

راستی برای اولین بار ناخنام و کاشت کردم

قبلا ژلیش میکردم

بعد دیگه نزدم

بعد دلم خواست

بعد دیدم ناخنام ضعیفه هی میشکنه

گفتم کاشت کن

جدای از اینکه هنوز پولی ک برا کاشت دادم

روح و روانم و سوهان میکشه

و همش دارم فک میکنم ب اونایی ک هر ماه

این کار و تکرار میکنن

چ کار بیهوده ایه؟

دوم اینکه اصلا ناخن ندارم ها

قد ناخنای خودم کاشت کردم

ولی اصلا احساس میکنم درکشون نمیکنم

حتی رو تایپ کردنمم تاثیر گذاشته :/

سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲
18:8

در دلم گرفته ترین حالت ممکنم

و نمیدانم چمه

یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲
14:18

دیروز از خیابون داشتم رد میشدم

و تقریبا هم رد شدم

ک ناگهان

دیدم بین زمین و هوام

بعد فهمیدم رو ماشینم

بعد از رو ماشین افتادم

و الان دارم از درد میمیرم

فک کنم کوفتگی ه

البته هنوز دکتر نرفتم

امیدوارم

ک کوفتگی باشه

شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۲
0:45

فتق و معده ارتباطشون

اینجا بود ک

فتق معده هیاتال دارم

این ک چی هست

نمیدانم

فقط میدانم درد دارد

شنبه دوازدهم اسفند ۱۴۰۲
0:44

من در کل خیلی استرس دارم

ولی بروز نداره

حتی اطرافیانم

البته اونایی ک خیلی صمیمی نیستم باهاشون

فک میکنن من خیلی آدم ریلکس و بدون استرسیم

ریلکس و گنگ بالا

در حالی ک

من مثه سگ از همه چی میترسم

حتی گاهی انقد ذهنم منفی کار میکنه

حس میکنم از این پارانوئید اینا ک میگن

از اونام

باورم نمیشه

از بیرون آروم ب نظر میرسم

خیلی حاشیه رفتم

خلاصه ک

استرسم این روزا بنا ب دلایلی مضاعف شده

و

معده بی صاحاب

افسار گسیخته

و پدرم در درآورده

چ کنم؟

کاش نمایندگی داشتیم میتونستم ببرمش تعویض

خدا چیکارش کنم ناموسا؟

پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲
20:38

عجیب نیست آدما بهم برچسب میزنن

براساس معیارهای تو ذهنشون؟

مثلا من خودم چاق بودم

حالم با چاقی خوب نبود

ولی مشکلی هم نداشتم

لاغر شدم

لاغریمم گاهی اذیت کننده بود

ولی دوسش داشتم

ولی اینکه همکارم اون روز برگشت گفت

این بنده خدا خیلی چاق شده ب رو خودش نمیاره

پشمام ریخت

ب رو خودش نمیاره یعنی چی؟

یعنی مثلا مشکلی داره و خودش میدونه و نمیخواد ب زبون بیاره؟

مگه چاق بودن مشکله؟

پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲
17:42

همکلاسیمون بود

بیشتر مدل هنری داشت

تا مهندسی

موهای فر

لباسای هنری

قد کوتاه

دستبندای عجیب

حتی

اهنگ هایی ک گوش می‌کرد پسند هنریا بود

تا مردم عادی

چند وقت پیش با نامزدش رفت امریکا

cherchil

غذا

پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲
17:41

من اگه غذا بودم

ی سوپ داغ

ترشی اندازه

تندی زیاد

پر جو

نیم ساعت دیگه قراره جا بیافته

بودم

پنجشنبه دهم اسفند ۱۴۰۲
17:37

چند سال پیش

سال ۹۵ بود فک کنم

دانشجو کارشناسی بودم

از پله های دانشگاه افتادم

پام ضربه خورد

ورم کرد

رفتم دکتر

گفت مینکس پات ه

خون جمع شده

ی پماد داد

ورم پام اوکی شد

ولی هنووووووز

پام درد داره

ولی هیچ ایده ای ندارم

ک این همه سال درد میکنه

طبیعی ه چون مینکس پا بوده یا نه

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
21:20

دوست دارم دستام پر

انگشتر مینیمال

البته فقط طلا

باشه

cherchil

ناخن

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
21:7

۴ تا از ناخنام مونده

بقیشو کندم

کاش اینا هم کنده شن

نرم پیش ناخنکار

cherchil

خنگ

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
21:6

حس خنگ بودن دارم

سیاست ندارم

زیادی صادقم

چرا پس من گرگ نمیشم؟

cherchil

مدیر

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
21:5

دیدی از بعضیا بی دلیل خوشت میاد

از بعضیا بی دلیل بدت میاد؟

دیروز تو راه ی دختر و پسر و دیدم

دختره رو خیلی دوست داشتم

با اون هیکل درست

موی فرفری و گوجه کرده و رنگ قهوه‌ای

پوست سبزه

آخر مسیر با هم دعواشون شد

دختره گفت من میرم

بهم زنگ نزنیا

نمیام

بعد یکی دو قدم هی برمی‌گشت پشت سرش و نگا می‌کرد

ببینه دوست پسرش داره چیکار میکنه

حس خوب و توهم گرفتی؟

حالا برعکسش و ب مدیرمون دارم

مرتیکه ازگل

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
21:1

داره ب سرم میزنه ازدواج کنم

با همه ترساش

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
21:0

رسیدم خونه

کاهو و خیار گوجه ای ک داشت خراب میشد

سالاد کردم

با قورمه سبزی خوردم

الان عصبی ام

خیلی خوردم

دارم چاق میشم

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
20:59

مهدی همکارم ه

هم دانشگاهی هم بودیم

هم سن هم هستیم

اون روز ک داشتم سر ب سرش میذاشتم

دیدم ی آمپول تو کیفش

گفتم این چیه

گفت انسولین

دلم گرفت

الان حتی پتانسیلش و دارم برا اونم گریه کنم

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
20:58

قبلا دوست نداشتم تهران و

دوست داشتم برم خونمون

الان احساس میکنم

نمیتونم ازش بگذرم

تهران زیادی خودتی و خودت و بهم یاد داد

cherchil

فاز دپ

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
20:57

میبوسمت

انگار این آخرین دفعست

میری و میمونه ازت

توی قلبم ی ترک

برف و اسنپ و فاز دپ

چهارشنبه نهم اسفند ۱۴۰۲
20:51

امروز همه ی بچه های بک

تو بالکن داشتن سیگار می‌کشیدن

ب جز من

تو بک کلا دو تا دختر داریم

بچه ها گفتن فقط تو نیستی

پاشو بیا

منم رفتم و

بعد مدتها سیگار کشیدم

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد