My Mind

آخرین فعالیت‌های My Mind

درباره My Mind

My Mind

سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۵
1:20

کاش میتونستم چند سال برگردم عقب

اون دورانی ک دانش اموز راهنمایی بودم

ظهرا از مدرسه برمیگشتم

مامانم جلو تلویزیون ی دستش ب کمر ی دستش قاشق آشپزی وایساده بود جلو تلویزیون و بهونه نگا میکرد

منم از گشنگی پاره

غر میزدم ک چرا باید تا ساعت ۴ منتظر بابا بمونیییییییم؟؟؟؟

و مامانم همش دعوام میکرد چون همه خانواده باید دور هم ناهار و شام بخورن

مامان شما هم با بودن همه سر سفره مثل قضیه ناموسی برخورد میکرد؟ همه باید باشن؟

سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۵
0:7

دو ساعته دارم مثل کسخلا

ای پرنده مهاجر میخونم و عر میزنم

البته الان عر زدنم تموم شده

الان تو مرحله سردرد شدیدم

"میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت

تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت

واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم

دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم"

این تیکه حکایت خیلیامونه

چرا قبلا نمیفهمیدم معنیشو؟

چهارشنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۵
9:13

من همیشه فک میکردم

یعنی هنوزم این باگ رو دارم

ک خوشبختی و خوشحالی ی جای دیگست

تو همه لحظه هام یا استرس داشتم

یا حرص پیشرفت و در حال رقابت

هر بار هم ب موقعیت جدید میرسیدم

تا ابد ذهنم درگیر میموند

ک اونی ک تو ی انتخاب دیگه داره زندگی میکنه خوشحالتره

همیشه ب ادمایی ک از چیزی ک دارن راضی و خوشحالن حسودیم میشه

ب نظر من خوشبختی یعنی همین ک از چیزی ک هستی راضی و خوشحال باشی

کاش منم یاد بگیرم این زندگی رو

نمیدونم حرفام چقد درک هست یا نیست؟

ولی

امیدوارم از هر لحظه از زندگیتون لذت ببرید

واین هیچ ربطی ب قیمت دلار و اخبار جنگ نداشته باشه

cherchil

سلام

سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۴۰۵
9:26

سلام!

این منم!

با ی موقعیت جدید!

خیلی دوست دارم در مورد موقعیت و حال و احوال و افکار و احساساتم بنویسم ...

ولی!

دستم ب نوشتن نمیره....

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد