من احساس میکنم آدم خوش سفری نیستم
○من وقتی میرم سفر دنبال دیسکو و سر و صدا نیستم
○تو سفر بر این باور نیستم ک هر گهی ک دلم میخواد بخورم ک خاطره شه
○دنبال جاهای شلوغ نیستم
○دنبال زیر پا گذاشتن همه نکات توریستی و غیرتوریستی اون شهر یا جایی ک رفتم نیستم
حالا تو سفر دنبال چی ام؟
●ی پاتوق آروم و باحال برا وعده های غذایی و چایی
●پیاده روی تو سطح شهری کرفتم
●گشتن دنبال آدمای محلی و بومی اون منطقه و تماشا کردن سبک زندگیشون
شایدم اشتباه میکنم
ولی خیلی بدم میاد ک وقتی از کارایی ک تو سفر میکنم
دوستام ک خیلی اهل عشق و حالن ایراد میگیرن
حس ناکافی بودن میگیرم
انگار ک بلد نیستم زندگی کنم
یا کسل کنندم شایدم هستم واقعا نمیدونم
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد