من خیلی دوست دارم ی محتوایی تو یوتوب پر کنم
ب خاطر منافع مالیش نه ها
نه ک از پول بدم بیاد
انقد توان جذب سابسکرایبر ندارم حقیقتا
اگه دوران جوونیم بود داشتم
هم انرژیشو هم رفیقای زیاد
الان ن
شاید بگی هدفم چیه؟
هیچی زده ب سرم
از بیکاری
وای خدا کار میخوام
دارم دیوونه میشم
حالا برا یوتوب محتوا چی بذهنتون میرسه؟
مثلا خودم محتوا های تحلیلی، روانشناسی خیلی دوست دارم
ولی خب من متخصص نیستم ک بیام در موردش حرف بزنم
در مورد تخصص خودم هم دوست ندارم تولید محتوا کنم
یکی کامنت خصوصی گذاشته :
پارت ۱:
اسمش چ جالبه ( اسم چی جالبه اصلا؟😂)
پارت ۲:
ب من سر بزن خوشحالم میکنی
بعد رفتم سر بزنم
اسم وبلاگ : نفرین
کلا دو تا پست داره هر دو تا دونه برا سال ۸۶
بعد کل وبلاگ سیاااااه
چرا؟؟؟
من حس میکنم صاحب وبلاگ کامنت نذاشته
این دست ی روحه 😂🤣
سال ۸۶ وبلاگ داشته و دیگه هیچ ننوشته و بعد قرنی کامنت میذاره
پشمام😂
من ذاتا آدم آرومیم
ولی در برابر اونایی ک دوسشون دارم
نا خوداگاه خیلی کرم دارم خیلی
یعنی در حدی ک با کسی ک حال نمیکنم
معتقده من خیلی ادم تو دار و درونگرایی ام
اصلا نمیشه درکم کرد
ولی برعکس با کسایی ک دوسشون دارم پیشم آرامش ندارن
انقد ک کرم میریزم
مثلا همسر جان متنها امیدش اینه ک من ۳۰ سالم شه
یکم آروم شم🤣
ک البته فعععععک نکنم
همه انقد شخصیتای متفاوتی دارن؟
یا من آنرمالم
امروز با دوست دوران دبیرستانم
۲ ساعت تلفنی حرف زدیم
فاکینگ ۲ ساااااعت
اصلا نمیدونم از کجا این همه حرف اوردیم
البته این دکستم کارشناسی هم باهم تو ی دانشگاه بودیم
بعد ارشد من ی روز از سر کار برمیگشتم
خسته کوفته تو اتوبوس خوابم برده بود
یهو دیدم یکی بغلم کرد
کرک و پرم ریخت
پاشدم دیدم این دوستمه
گفتم تو اینجا چیکار میکنی
گفت دارم میرم خوابگاه
گفتم خوابگاه کجا
گفت فلان جا
گفتم مگه تو فلان دانشگاه نبودی؟
گفت اره ارشدم تموم شد الان دکتری ام
برگام ریخت😂🤣
چون من هنوز دانشجو ارشد بودم😂😂😂
ب خاطر خوابگاه دفاع نمیکردم🤣🤣🤣
از اول هفته اعلام کردن ک برقلی تهرانم قطع میشه
من واقعا مشکلی با این قضیه ندارم
چرا
چون نسبت ب مردم جنوب خیلی احساس مسئولیت میکنم
در عین حال ک هیچ کاری برام برنمیاد ازشون
و تصور اینکه اونا هی برقشون میره
ولی من برق دارم
خیلی عذابم میداد
میدونم حرفم بی منطق ه ها
ولی منم این شکلی ام کاریس نمیشه کرد
انقد ذهنم در عذاب بود
ک مثلا نمیتونستم کولر استفاده کنم
یا هر چیز برقی میرفت رو مخم
الان حداقل اینشکلی ام ک تا حدودی شرایطمون یکی شد
دیشب من و همسر جان
فینال دیدیم
بسی عشق کردیم از برد اسپانیا
بعد ب بابام پیام دادم بابااااا اسپانیا برد
بابا چون رونالدو فن ه اصلا نمیخواست مسی ببره
بعد در جواب نوشت :
سلام تبریک میگویم
😄😄😄
من اصلا فوتبالی نیستما
اصلااااااا
حتی بدمم میاد
ولی چون بابا رونالدو دوست داره
منم دوسش دارم
البته هالند خلاقیت خودم بود🤣
بلینگهامم لهجش خیلی خوبههههه
از اینستا مافین رژیمی یاد گرفتم
درستش کردم
چهره مسخره ای داشت
ظاهر و بو اوکی بودا
بافتشم بد نبودا
ولی
واضح بود ک تخم مرغه
و حالت تهوع گرفته
اصلا مزش نکردم
وای خیلی بد بووووود
این چ کوفتی بود
حیف تخم مرغ و پودر کاکائو
اه اه
من میرم ک امروز رژیمم و بشکنم
دلم شیرینی میخواد
مخصوصا قایقیییییییی
بچه ها میخوام ی نکته آشپزی بگم بهتون
شایدم میدونید البته
ولی
به هر حال
دوست دارم بگمممم🤷♀️
برا سوپ گشنیز
من از ماست استفاده نمیکنم😀
به جاش
از دوغ گرمادیده استفاده میکنم
حتما حتما باید بدون گاز باشه
همین دیگه خوشمزه میشه
فردا میخوام سوپ گشنیز درست کنم
دلم ی چیز دیگه هم میخواد
سالاد سیب زمینی تنوری
ولی دیگه گمد میزنم ب رژیمم
یبراتوم عجیب نیست من چطوری تا الان پرخکرس عصبی نکردم؟
باید بگم ک
مم پرخوری کردم
اونم بدجور
ولی تنها جایی ک متخصص رژیم ب دردم خورد اونجایی بود ک
دعوام کرد
و من مجبور شدم متوقف شم :))
وگرنه هنوز داشتم پرخوری میکردم :))
من نه تو دسته این وریا قرار میگیرم
نه تو دسته اون وریا
کاش ی دسته هم داشتیم عاشق
من تو این دسته قرار میگیرم
نمیدونم شما هم از اون روشن فکرا هستید ک معتقدن مرز ...شری بیش نیست یا نه
ولی من دقیقا برا همین مرز
برا همین نقشه
جونم و میدم
نمی دونم چیکار کنم
چ کاری ازم برمیاد
ولی من هر کاری بتونم برا این مرز و بوم میکنم
این خاک و این نقشه و این خط و خطوطی ک برا خیلیا ک فاز روشن فکری برداشتن مسخرست
برا من بیشتر از جونم ارزش داره 😭
من ذاتا آدم درونگراییم
یعنی تو جمعا خیلی کم حرفم
۹۰ درصد مواقع از خونه بیرون نمیرم
حوصله آدما رو هم ندارم حقیقتا
در ایام جوانی حوصله چت داشتم
الان حتی اونم ندارم
ولی
تو شرکت
تعداد ادمای تیممون کم بود
و تنها دختر تیم من بودم
و اگر درونگرایی درصد داشت
من ۴۰ درصد بودم
بچه های تیممون ۷۰ درصد
البته درصد درونگرایی همسرم تقریبا ۹۰ میشه گفت
چرا انقد درونگرا دور و بر منه
البته ی دوست خیلی برونگرا دارم
ک تو جمعامون پدرمون و درمیاره
انقد ک اکتیو و پرجنب و جوش و پر سر و صداست
همون درونگرا بهترن :))
همچنان دلم از اون مهمونیا ک بهتون گفتم میخواد
دلم سیگارم میخواد
البته از وقتی ک رفتم تو رژیم
چوک اکثر اوقات گرسنم
سیگار دلم نمیخواد
ولی اگه زمستون بود دلم میخواست
دلم برا شرکت تنگ شده
برا وقتایی ک بچه ها رو جمع میکردم بریم بالکن سیگار بکشیم
استرس دارم
نگرانم
عذاب وجدان دارم
ولی خب انگار باید زندگی هم کرد
دارم سعی میکنم با شرایط کنار بیام
من ی جوری حالم بده
ک مثلا یهو
بغضم میشکنه میشینم های های گریه میکنم
الان بعد ی گریه یهویی
آروم شدم
و برگام ریخته از خودم
دیروز و امروز چقدر برای این بچه گریه کردم
چقدر برای بچه هامون گریه کردم
بمیرم برای دل مادراتون
بمیرم برای آرزوهای کوچیکتون
بمیرم برای جوونی ک نکردین
چرا این خاک ما انقد مظلومه
واقعا نمیدونم چی بگم
امیدوارم این سرزمین ی روزی روی آرامش ببینه
من دوست دارم برم کنسرت خواننده های محبوبم
بدون اینکه حنجرم و پاره کنم باهاش بخونم
خیلی آرام و ریلکس بشینم
چشمام و ببمدم و با همه وجودم گوش کنم
چرا همه تو کنسرتا جیغ میزنن میخونن زار میزنن یا میرقصن؟
شایدم من اشتباه میزنم
الان اومدم تره بار
ی دختره دقیقا تیپ مد نظر من و برای بیرونش پوشیده
من هنوز ذهنم قفل ه
هنوز با شال میام بیرون
تیپش:
تیشرت سفید ساده ها بدون هیچ طرحی
شلوار جین آبی
اسم این مدل و نمیدونم
ولی کاملا فیت دیگه نه کوتاه نه بلند نه گشاد
آل استار سفید
گردنشم
دو تا گردنبند ظریف یکی دم وال یکی ون کلیف
موعاشم فر فریه دم اسبی از بالا بسته
چقد شیکی تو آخه دختر
واس خیلی قشنگهههه
خیلی دلم میخواد بهش بگم خیلی خوشگله
ولی روم نمیشه 😁
از مسواک زدن متنفرم
تقریبا دو ساعته ک خوابم میاد
ولی نشستم حس مسواک زدنم بیاد
برم مسواک بعد بخوابم
میدونم سر ساعت مشخص باید مسواک زد
ولی ازش متنفرم
ی مدت ی بی شخصیتی من هر چی پست میذاشتم میومد کامنت های زشت میذاشت زششششتا
اصلا فازشم مشخص نبودا
مثلا من میومدم میگفتم پی ام اس امونم و بریده این میومد مینوشت اره مسائل شخصیت و ریختی اینجا🤣
حالا من ک یکی دو تا کامنت اولش و خوندم از اون ب بعد نخونده پاک میکردم 😂 بنده خدا خودش حرصی میشد 🤣
الان نمیدونم مرده زندست
اسکول بیا بگو مسواک زدن مساله شخصی ه چرا اینجا مینویسی 😂😂😂😂
الان پتانسیل نوشتن فحش های خیلی رکیک دارم ولی باید ادب رعایت کرد
تو اینستا هست میگه من همیشه وینسیوس ام فلانی امباپه ک جلو فحش دادناش و میگیره
تو زندگی منم همسرم نقش امباپه داره 😂
حقیقتا خیلی گشنمه
بعد این چند روز گذشته اوکی بودم
امروز از گشنگی اعصابم خط خطیه
پفک هم دلم میخواد
وای چرا هوس پفک از سرم نمی افته !
من اینبار ک رفته بودم شهرستان
همه دوستام از این امپول لاغریا زده بودن
البته تو پروسه هم بودن
انگار ۴ ۵ تا دوز ه باید بزنی
خدایی همشونم خوب لاغر شده بودنا
و بامزه اینجاست ک همشونم پزشک بودن
کلا ما ی اکیپی بودیم تو مدرسه
ک فقط من رفتم ریاضی و بقیه دوستام رفتن تجربی
بعد ازشون پرسیدم عوارض نداره این امپولا ک میزنید
خندیدن گفتن
اصلا هنوز مطالعه نشده روشون
جامله اماری کافی هم ازش مصرف نکرده عوارض و بدونیم
بعد گفتم پس اوسکولین میزنین؟
خندیدن
حتی خودمم وسوسه شدما
ولی چون ذاتا گوارش سالمی ندارم و بچه ها گفتن تاثیر مستقیم رو گوارش داره برا لاغری
تکلیفم مشخص شد دیگه
من عمرا نمیتونم ازش استفاده کنم چون دیفالت درد معده دارم
بعد برگشتم تهران ب دوستم گفتم
گفت اره منم زدم
بعد اونیکی گفت شوهرم داره میزنه اون زنده بمونه بعدش من میزنم :))
من پشمام ریخت
ک چرا من اصلا نشنیده بودم امپول لاغری ای هست تو دنیا
بعد از اون روز تو اکسپلورم پر ادمایی ه
ک سر این امپولا ب فاک رفتن 😂(ببخشید البته)
ولی خب چتونه ....
یکم ورزش کنید
یکم کم بخورید
یکم سختی بکشید
وا
واقعا چرا اینطوری شدن آدما؟؟؟
تی وی رو روشن کردم رو شبکه سه البته میوت
منتظر بازی نروژ برزیل :))
البته ک بازی برا من اصلا اهمیت نداره
حاشیه های بعد بازی تو اکسپلور اینستا برا من جذابه :))
همچنان دلم پفک میخواد
خیلی زیاد دلم پفک میخواد
ولی
۵ روزه پاکم
نه چیپس و پفک و نه شکلات و بیسکوییت
فقط غذاهای سالممممم
ی کامنت داشتم با لهجه قشنگ سمت جنوب
در مورد تخم مرغ
خواستم از این تریبون اعلام کنم
مرسییییی
حقیقتا بیشتر از دستور پخت از لهجه شما لذت بردم😍
چند بااااار هم خوندمش نه ی بار انقد ک قشنگ نوشته بودین
پ.ن: من جنوب ایران و خیلی خیلی خیلی بیشتر از شمال ایران دوست دارم. شمال ایران و هم خیلی دوست دارما خودمم جزو همین نواحی شمالی ام
اما فرهنگ جنوب، سبک زندگی جنوب، مهربونی جنوبیا حتی تاریخ جنوب همش برام خاص و قشنگه
یکی از حسرت های بزرگ زندگیم اینه ک امسال میخواستیم با همسرم سمت جنوب بریم و سفر کنیم ولی جنگ شد و نشد دیگه
حس میکنم دیگه هم شانسشو ب دست نمیارم :(
فردا ناهار تاس کباب میذارم
از وقتی رژیم و شروع کردم غذاهایی ک درست کردم:
۱.آبگوشت
۲.دلمه
۳.قیمه
فردا هم ک تاس کباب
من اگه جای اون متخصص بودم بعد دیدن غذاهای طرف مقابل ی پیام میدادم ک مطمینی ۲۸ سالته و ۵۸ سالت نیست؟🤣🤣
ولی خب من غذا های سنتی دوست دارممممم
مهم تر از همه این غذا رژیمی جدیدا خیلی وقت گیره درست کردنشون ک من عمرا حوصلم بکشه:))
ولی اگه اسم غذا به ذهنتون رسید بگین لطفااااا
بچه هاااا
من از وقتی ازدواج کردم فهمیدم خیلیا با تخم مرغ مشکل دارن :)))
تا ۱۸ سالگی ک تو خونه بودم تخم مرغ فقط تو صبحانه ها ایفای نقش میکرد
از وقتی هم ک تنها زندگی میکردم
خیلی ب ندرت تخم مرغ میخوردم
چون تنهایی غذا خوردن حال نمیداد کلا نمیخوردم با دوستامم غذا مفصل درست میکردیم
ولیییی هیچ وقت با تخم مرغ مشکلی نداشتم
عسلی، نیمرو، ابپز و .... همه و همه خوشمزن ب نظرم
تا اینکه متوجه شدم همسرم اصلا تخم مرغ دوست نداره
مثلا ی کوچولو عسلی باشه نمیخوره
یا تو اینستا همه درگیر حل مشکل مزه تخم مرغن 😂
چتونه بابا
بخورید خداتون و شکر کنید دیگه
من قبلا خیلی چاق بودم
خیلی هم نه ها
چون قدم بلند ه و چارشونه هستم
ی کم وزنم بالا ک میره خیلی هیکلی دیده میشم
مثلا اون موقع با اینکه وزنم ۷۸ بود
شکم نداشتم
ولی هیکل درشت
سر همین
مامانم و خاله هام بهم میگفتن بچه هرکول
چون کل خانواده مادری من همه داف و پلنگ و قری بودن
هیکل من خیلی تو چش بود
اقا همین شد ک من واقعا حس بد میگرفتم دیگه
فک کن مثلا ۱۷ ۱۸ سالته
میری پیش خانواده همه بهت یه عه بچه هرکولمون اومد!!!!
من بعدش وزن کم کردم شدید
حالا سالها گذشت و گذشت
الان ک دوباره وزنم یکم بالا رفته البته ن ب اندازه اون موقع
همون حس بی اعتماد ب نفسی بهم برگشته
خیلی ناخوداگاه ها
یعنی مثلا حس بد ب خودم دارم
وقتی بیرونم ناخوداگاه تپش قلب دارم
نمیتونم حرف بزنم
همکارای شرکت میگن بریم بیرون اعتماد ب نفس رویارویی باهاشون و ندارم و الی اخر دیگه
یعنی این گیر دادنم ب رژیم جنبه روانی داره
خلاصه ک از من ب شما ها نصیحت
سعی کنید از این تروما ها برا بچه هاتون نسازید و نسازن
قطعا مامان من از رو علاقش داشت باهام شوخی میکرد
ولی همین شوخی ب خواهراش هم اجازه میداد با من شوخی کنن
و بچه های خاله هام هم همینطور
و نتیجش شد این
دلم چیپس و پفک میخواد ب شددددت
دلم مهمونی هم میخواد
از اون مهمونی ها ک همه رده سنی ۳۰ تا۵۰ هستن ترجیحا افراد موفق و کله گنده در زمینه کاری و تدجیحا تک
ی میز پر از نوشیدنی های اسمش و نبر
ی موزیک دلنشین
بشینم حرفای بقیه رو گوش کنم و گوش کنم وسطا خودمم حرف بزنم و حرف بزنم
بعد ک از ملت خسته شدم لیوانم و پر کنم و برم بالکن و سیگار بکشم و یکم نوشیدنی
وای خیلی دلم میخواد از این مهمونیا
چرا کسی دعوتم نمیکنه؟
خودم حوصله مهمونی گرفتن ک ندارم هیچ
میز پر از نوشیدنی هم ندارم!!!
هععععی
دلم گرفته
خیلی یهویی دلم تصمیم گرفت بگیره
در حدی ک دلم گریه میخواد
کاش میدونستم چمه!
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد