It's me

آخرین فعالیت‌های It's me

درباره It's me

It's me

شنبه بیست و نهم آذر ۱۴۰۴
23:26

دلارامم رفت

رسما دیگه هیشکی و تو این خراب شده ندارم

شاید درکش سخت باشه

ولی این مساله انقد برام سخته

ک از وقتی شنیدم اول براش کلی ذوق کردم

بعدش گریه برای خودم و تنها موندنم

جمعه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۴
14:20

باورم نمیشه

ولی

دارم در مورد خانواده شوهر مینویسم

این اخر هفته اومده بودن خونه ما

چند روزی اینجا بودن

امروز رفتن

و من باورم نمیشه چقدر انرژیم تموم شده

یعنی در حدی ک

تا ی هفته نیاز دارم تنها باشم

کاملا تنها

من واقعا حال و حوصله مهمون ندارم

اونم کسایی ک باهاشون کاملا معذبم و راحت نیستم

الان انرژی حضور در جامعه، ارتباط با افراد حتی خیلی نزدیک، کوچکترین فشار و استرس و تنش و اصلا حوصله اینکه دهنم و باز کنم یا حتی ب چیزی فکر کنم ندارم

پشمام

این بعد از خودم و تا حالا ندیده بودم

یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۴
16:37

هفته پیش خونه رو از بیخ و بن مرتب نکردم

الان حوصله زندگی توش و ندارم

ب نظرم بقیه امروز و برم پی تمیز کاری

اینطوری نمیشه زندگی کرد

البته چون دیروز روز اول باشگاه رفتنم بود

امروز همه جام گرفته

ولی

تو این خونه تا مرتب نشه هم نمیشه زندگی کرد

پس

ترجیح میدم با درد خونه مرتب کنم تا اخر هفته بتونم اینجا زندگی کنم

البته

همین ک همسر جان وارد منزل میشه

خونه بهم میریزه

من نمیدونم این مرد

چطوری با این حجم شلختگی تا الان خودش گم نشده

بعضی وقتا حس میکنم شلختگی همسرم

حاصل آه هم خونه هایی ک داشتم و سر نا مرتب بودن پدرشون و در اوردم

ولی الان ب ایشون دلم نمیاد ک چیزی بگم

خودم جمع میکنم همش😶

یکشنبه بیست و سوم آذر ۱۴۰۴
10:4

من خیلی راجع به این ویژگی تو این بلاگ نوشتم

من بعنوان کسی که الان 10 ساله از خانواده جدا زندگی میکنم

باور کنید

قانغ بودن بزرگترین نعمتیه که میتونید داشته باشید

به کم راضی نباشید اصلا

تلاش کنید بیشتر و بیشتر

ولی از داشته هاتونم راضی باشید

قانع باشید به هر چی که دارین

یکشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۴
15:20

حوصله ندارم

با اسنپ میرم

یکشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۴
13:32

1. جمعه اعلام کردن که ایلتس کلا تو ایران کنکله

2. بسی زار زدم جون علاوه بر جنبه مالی

خیلی حس اسیر بودن تو این جای ک...شر رو دارم

حس میکنم حتی جایی که ی کوچولو فک میکردم استیبل هست و نگران بهم ریختنش نبودم!!!!

ی شبه ر......................................دن

خیلی ناراحتم که اینجا ب دنیا اومدم

خیلی متنفرم از اینجا

خیلی زیاد

خیلی خیلی زیاد

3. همسر جان سر زار زدن و افسرده شدنام کلی دعوام کرد

مجبور شدم خودم و جمع و جور کنم و ب زندگی برگردم و مثل ی ایرانی واقعی

دنبال ی راه جایگزین بگردم چون برا ایرانیا نشد و نمیشه و این اراجیف نداریم گل من

ما همین ک هنوز تو این الودگی زنده ایم خودش معجزس

4. تا الان 4 تا ایمیل ریجکتی گرفتم

5. دارم عصر با دوست بازماندم ک منتظر ویزاس میرم بیرون

که شاید یکم حال و هوام عوض شه

6. قرارمون تو تجریشه

میخوام با مترو برم

میدونم الودست و دهنم سرویس میشه

ولی ب شددددت نیاز دارم ب خرید درمانی تو مترو

چرت و پرت بخرم فقط

اره خلاصه

حال روحی داغون

اراده مصمم

میریم جلو

. یادم رفت بگم از ادمای جوگیر که فک میکنن ادم شدن متنفرم

هیچ وقت و هیچ وقت و بازم هیچ وقت یادتون نره

شما حتی اگر روزی رییس جمهور امریکا یا چین باشی

بازم گ....ه خاصی نیستی گلم ....

تنها تاثیری ک این تغییرات رو من و خیلیا ی دیگه مثل من داره

اینه ک دیگه از زندگیمون حذفت میکنیم ب دلیل ضعف شخصیت

نمیگیم واو چ خفن شده ....

معیار ما برا خفن بودن خیلی فراتر از این چیزاست احمق چیپ!

دوشنبه دهم آذر ۱۴۰۴
8:57

اقا من ب عنوان ی ایرانی

که در حال حاضر اگر امکانش و داشتم ثانیه ای درنگ نمیکردم

و از اینجا برای همیشه میرفتم

ولی ب جز سیاست ک کشورمون ر....

خیلی نگاه از بالایی دارم ب این اروپایی و امریکاییا

یعنیا کلا ذهنیتم راجع بهشون ی چیز شلخته و بی بهداشت

یکی از دغدغه هام برا اون ور همین قضیست

چهارشنبه پنجم آذر ۱۴۰۴
9:41

واقعا کشش این هنه خبر بد ندارم

اب نداریم

هوا نداریم

همه پولای کشور دارن اختلاس میکنن

تو روز روشن همش بهمون دروغ میگن

بی کفایتی خودشون از اینکه نتونستن درست اب و مدیریت کنن

میندازن گردن ما

الان هر قطره ابی ک مصرف میکنم مثل تیری تو قلبمه

واقعا کشش ندارم

بخدا شما رو نمیدونم

ولی من این همه فشار و نمیتونم تحمل کنم

دارم کم میارم

یکشنبه دوم آذر ۱۴۰۴
10:55

چند وقت پیش تو اکسپلور اینستا

ی چی خوندم راجع به لازاروس

بعد امروز ی سریال داشتم میدیدم

در مورد پرونده های جنایی

امروز بعد از ۵۰ ۶۰ قسمت

لازاروس داشت

این خیلی عجیبه

برا من خیلی این اتفاق می افته ک ی چیزی

خیلی عجیب برام تکرار میشه

خیلی بی ربط ب مورد قبلی ولی از لحاظ تایمی نزدیک

شما هم این طوری میشین؟

یکشنبه دوم آذر ۱۴۰۴
0:5

گاها دلم میخواد کسی بودم ک قانع بود

ب زندگی

ی دختر مذهبی گوگولی و ادایی بودم

مثل دخترعمه هام یا دختر عمو هام

پیرو راه پدر و مادر 😄

نهایتا ی کار خیلی معمولی تو شهر کوچیکمون

و یک عدد شوهر پولدار ولی زورگو

از اینا ک توهم دارن همین ک دختررو گرفتن بهش لطف کردن

منم همش خرج میکردم و تنها دغدغم مدل مانتو های مذهبی جدید و لاکچری بود

و صد البته سرویس طلاهای سنگین تر و ب روز تر

🤣🤣🤣

زندگی جالبی میشد

ولی من هزار بار هم دنیا بیام همین مسیر و میام

با همه اشتباهاتم

با همه دهن سرویسیام

مگه چند بار زندگی میکنیم ک راضی باشیم ب ی زندگی تکراری؟

زندگی ای ک هیچ پیشرفتی توش نیست

همش مهمونی و غیبت و یشور و بپز

حتی اگه همین زندگی و داری

اول خداتو شکر کن ک انقد بی دغدغه ای

دوم تلاش کن ی چی یاد بگیری

ی زبان جدید

ی مهارت جدید چ میدونم جواهر سازی، نقاشی، سفالگری هر چیزی

انقد اشتباه کن تا درستش پیدا کنی و تو همون شکوفا شی

افرین

ولی از ته دلم ارزو میکنم هیچ شوهر زورگویی تو دنیا نباشه

ازدواج خیلی خوبه اگه پارتنرت خوب باشه اگه نه ازدواج بدترین سرنوشتی ه ک میتونه سرت بیاد

همین داستان برای زن بد هم هستا دقیقا هم اندازن

شاید شوهر بد بیشتره

نمیدونم

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد