اقا من دیگه تو این زمینه
کم کم دارم ب خودم ایمان میارم
چند وقت پیش
یکی از همکارام اومد بهم گفت
یکی دیگه از همکارام بهش پیشنهاد داده
من گفتم خیلی پسر خوبیه ولی ....
گفت من قبول کردم
گفتم همممم خیلی هم عالی
گفت ن بعد ولی و بگو
گفتم همکارین.....
این کار و نکن ک دهن سرویسی داره
ولی اگه انقد مطمئنی ب خودت
ک اگه ی روز کات شد باز بتونی تو این محیط ادامه بدی
قبول کن ک قبول کردییییی
بعد هفته قبل اومد گفت کات
گفتم وا چرا
گویا پسره ی سری چیزا خواسته ک همکارم اوکی نبود
بعد دختره خیلی ناراحت بود
کل هفته پیش پدر من و درآورد
هی میگفتم بابا این آخر هفته میاد میگه گوه خوردم
میگفت نه تو از کجا میدونی انقد مطمئن میگی
بعد امروز ک داشتم از خونه میزدم بیرون گوشی و چک کردم
دیدم پیام داده امروز مرخصی گرفته و پسره هم بهش پیام داده🤣
من ی همکلاسی داشتم
از ابتدایی
بعد راهنمایی
بعد دبیرستان
بعد اون شد تجربی
من ریاضی
این دختر انقدرررررر معتقد بود
ک ن تنها چادر و مقنعه میزد
بلکه همیشه هد هم میزد
همیشه بهمون میگفت نماز شب خیلی آرومش میکنه
و ما بسی احساس عذاب میگرفتیم
ک سارا در لیگ دیگریست
گذشت
ما هم دانشگاهی هم شدیم
اون پزشکی
من مهندسی
دیگه خبری از چادر نبود
در و داف شد
همش پارتی و مهمونی
حالا اون دوره اون ب من میگفت بریم پارتی
من میگفتم ولمون کن بابا
دیگه از ی جا ب بعد ازش خبر نداشتم
تا ارشد و تموم کردم
ی روز داشتم برمیگشتم شهرمون
تو ترمینال
باهم رو به رو شدیم
اون ی نخ سیگار تو دستش
منم ی نخ دیگه
هم و ک دیدیم
ی نگاه بهم کردیم
ی نگاه ب نخ سیگارا
بعد همزمان گفتیم شتر دیدی ندیدی
هیچی خلاصه
الان عکساش و تو تل دیدم
چقدددد در و داف تر شده
کجا رفت نماز شبا؟
دوران دانشجویی من ک
خلاصه میشد تو اون ساندویچ آماده ها
وای ک این اواخر حین خوردن حالت تهوع میگرفتم
چقد درس خوندن سخته
چقد وقت کم میاری
من هنوز خودمو ی آدم آکادمیک میدونم
هنوز از اون جو دور نشدم
تا حدودی اون جو دوست هم دارم
ولی خب
وقتی دانشجویی
هم مثل خر کار میکنی
هم پول نمیگیری
این خیلی زور داره
البته سر کار هم باید مثل خر کار کنی
ولی پول میگیری
ی چیزی هم یاد گرفتی
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد