من خونه مامانم بودم
پنجشنبه ها روز تمیزکاری خونه بود
بعد مامان من عادی گرد گیری نمیکردا
خونه تکونی عید میکرد رسما
همه رو هم بسیج میکرد
بعد ک خودم خونه داشتم
خودم پنجشنبه ها خونه مرتب میکردم
بعد ها ک هم خونه داشتم (همه هم خونه هام ب جز یکی شلخته بودن بحمدالله و من همیشه بحث ها داشتم باهاشون ....الان همسرمم خیلی شلختست حس میکنم دادم کارما اونا رو پس میدم😂)
الانم ک چ وقتی سرکار میرفتم چ الان ک خونم پنجشنبه ها باید خونه رو کامل مرتب کنم
احساس میکنم این پنجشنبه در وجودم نهادینه شده
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد