الان همه خونه مامانبزرگ جمعن
یکم بعد ی دسته سینه زنی از جلو درشون رد میشه
برا هیئت زینب
عمو اینا گوسفند میزنن زمین
عصری نذری کاچی و شروع میکنن
....
شبش کم کم وسیله های نذری قرمه سبزی فردا رو به راه میندازن
یعنی آبجی هم پیششونه؟
خیلی وقته باهاش حرف نزدم
خیلی خیلی وقته
ازش دل خورم
چرا؟ چون طلاق نمیگیره؟
نمیدونم
ولی ازش عصبی ام دلم نمیخواد باهاش حرف بزنم
هر چند اگر بخوامم نمیشه :)
خدا ب حق این روزی ک برا خیلیا عزیزه
مراقبش باش
اول مراقب خودش
بعد بچه هاش
خدا راه درست و هم خودت نشونش بده لطفا
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد