من ی همکار داشتم
پسر بود
از من ۷ ۸ سال بزرگتر بود
سینگل بود
درواقع
تازه کات کرده بود
این برادر دهن من سرویس کرده بود
هر روز چ...ناله از اکسش
ببین کم نمیذاشتا
ی جوری دختره رو استاک میکرد
پرام میریخت
ی روز کله سحر
ساعت ۷ ۸ گفت میشه باهات حرف بزنم
گفتم حامی تو رو جدت بذار برا بعد کله سحر آخه؟
گفت خیلی داغونم توروخدا
هیچی
من رفتم ایشون درد دل کنه
۴۵ دقیقه تمام داشت حرف میزد
۴۵ دقییییییییقه
۴۵ فاکینگ دقیییییقه
گویا دختره با یکی بهتر دوست شده بود ی هفته بعد کات هم با اون یکی رفته بود سفر خارج از کشور
این حتی شماره بلیط دختره رو هم در اورده بود
تهش گفت خب حالا تو نظرت بگو
من : استاکر کریپی بدبختی😶
اون: چی؟
من: بخدا جدی میگم
اون: دختره خیانت کرده ها
من: اوهوم، من ک تو رابطتون نبودم اگه خیانت کرده خیلی کار زشتیه ولی چیزی از استاکر بودن تو کم نمیکنه 😶 حتی دیگه احساس امنیت نمیکنم جایی ک تو هستی
دیگه بعد اون با من درد و دل نکرد🤣
والا بخدا من کله سحر حوصله خودمم ندارم
چ انتظاری دارین از من؟
چرا یاد این افتادم؟
چون امروز با حال زار و مریض یکی زنگ زده بود بهم برا درد و دل
هی میگفتم بذار بعدابهت زنگ بزنم
صدام و میشنوه صدام مث سگ گرفته ها
ولی باز ادامه میده
ای بابا
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد