It's me

آخرین فعالیت‌های It's me

درباره It's me

It's me

cherchil

گنگ

شنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۱
15:57

ی جورایی دارم از تو آتیش میگیرم 

دلم میخواد داد بزنم 

ولی انگار صدا ندارم 

خیلی خونسرد فقط دراز کشیدم رو تخت 

روانشناس می‌گفت این رفتار از دوران بچگی روم نهادینه شده 

همون موقعی ک برای اولین بار حس کردم برای مامانم دختر خوبی نیستم چون تو املا ۱۸ گرفتم 

مامانم دعوام نکرد 

ولی دیگه باهام حرف نزد 

کل راه و از مدرسه تا خونه ی کلمه باهام حرف نزد 

برا منی ک ۷ سالم بود خیلی سخت بود 

همه راه و داشتم باهاش حرف میزدم ک من و ببخشه 

حتی یادمه وقتی دیگه به نتیجه نرسیدم بغلش کردم 

گفتم مامان ببخشید دیگه کم نمی‌گیرم همه نمره هام ۲۰ میشه قول میدم 

ولی بازم حرفی نزد 

روانشناس می‌گفت برا همین عکس العملت مقابل مشکلاتت سکوته 

می‌گفت خودت و تخلیه کن 

حس میکنم ۲۴ سال عمرم و به اندازه کافی حواسم بوده ک بچه خوبی باشم 

همین ی بار و حق دارم خودم برای خودم و بود و نبودم تصمیم بگیرم 

دیگه حس میکنم نمیتونم تحمل کنم 

شاید اگه راه گریه و جیغ و داد برام باز بود تحمل شرایط راحت تر بود 

ولی آخرین جمله کتابم و دوست دارم تغییرش بدم 

بنویسم 

بعضی وقتا قوی بودن غیرممکن !

من ضعیف نیستم ولی حس میکنم خستم ....

من همه زورم و میزنم برای قوی بودن 

ولی اگه نتونستم بازم به خودم افتخار میکنم ک تلاشم و کردم 

یا شاید ی ویس بگیرم برا مامانو بابا و آبجیام 

باهاشون حرف بزنم 

دلم تنگ شده برا جلو پنجره نشستن 

همونجا ک آفتاب میخوره 

مخصوصا زمستونا ک ی گرمای خوشایندی داره 

ک ی سینی چایی با خرما و کشمش و شیرینی ببرم 

همه باهم بشینیم بخوریم 

بابا و مامان برامون لقمه بگیرن 

از عروس خاله ناهیده ک پنج تومن از پسرش پول گرفته بیاد مراسم ختم فامیلشون بگیم و سر به سر خاله مامان بذاریم 

یا از عمه جون ک در نود درصد مواقع حرصم میده 

بعد سرم و بذارم رو پای مامان هی بگم نازم کن نازم کن 

به نظرتون میدونن چقد دوستشون دارم؟! یا واقعا ویس بگیرم برا مواقع ضروری؟!

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد

  • انتظار را در تاریخ سه شنبه هفتم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • ناکافی را در تاریخ سه شنبه هفتم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • نودل قرمه سبزی را در تاریخ دوشنبه ششم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • حوصلم سر رفته را در تاریخ یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • خوش سفر را در تاریخ پنجشنبه دوم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • ذهن درگیر را در تاریخ پنجشنبه دوم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • چیزایی ک دوست دارم را در تاریخ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • پادکست را در تاریخ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • دوست دارم بنویسم را در تاریخ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • اختلاف دما را در تاریخ چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • صدا را در تاریخ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • یکشنبه را در تاریخ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • فصل جدید زندگیم را در تاریخ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • دست بزن! را در تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • بچه را در تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • از کوره در رفته را در تاریخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • حس خوب را در تاریخ دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • تخلیه ذهن را در تاریخ دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • بی خوابی را در تاریخ دوشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • دلم گرفته را در تاریخ پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • اخبار امروز را در تاریخ دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • در ادامه وایب را در تاریخ یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • آنتی بیوتیک را در تاریخ یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • دایره جنایی را در تاریخ یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • تحلیل فیلم را در تاریخ یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • فیلم خوب را در تاریخ یکشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • تجربه کردین؟ را در تاریخ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • تراپی را در تاریخ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • ولایت را در تاریخ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد
  • راهکار؟ را در تاریخ جمعه سیزدهم شهریور ۱۴۰۵ ارسال کرد