وای این و یادم رفت بگم
من ی کیستی داشتم ک هیچ وقت وقت برا دکتر رفتن نداشتم
روز اول جنگ این عفونت کرد
متورم و قرمز شد
یک هفته بعد ترشح شروع شد
هم درد داشت
هم کثیف بود
کلا ی حالت چندشی بود
بعد این وسط همسر اصرار داشت ی جراح خانوم پیدا کنیم
ولی جراح کجا بووووود
همه ب خاطر جنگ تعطیل کرده بودن
خللصه ی دونه جراح انلاین رفتم
چندتا انتی بیوتیک داد
گفت باید جراحیش کنی
فعلا انتی بیوتیک بخور عفونتش تموم شه
جنگ هم تموم شه بیا جراحی
اقا من انتی بیوتیک میخوردم
حالت تهوع میگرفتم
کلا نسبت ب بو حساس هستم
اون دوران حساس تر شده بودم
مثلا ی بار رفتیم خرید گوشت
بوی گوشت بهم خورد یک حالت تهوعی گرفتم ک بیا و ببین
بعد اون جا ی خانوم پیری هم بود
گفت دخترم حامله ای 😂
یک ماه اون قرصا رو خورد و عفونتش ک کم نشد هیچی
حالت تهوع هم ب دردام اضافه شد
بعد ی ماه رفتم حضوری پیش ی جراح دیگه
اونم عمل نکرد گفت هنوز عفونت داره
ی سری انتی بیوتیک قوی تر داد
گفت ۱۰ روز باید بخوری
من ۶ روز تونستم بخورم
ب قدری حالت تهوع داشتم
ک نمیتونستم دراز بکشم حتی
بعد رفتم پیشش ک بگم اقا من نمیتونم انتی بیوتیک بخورم
ک دکتر گفت الان میتونی بمونی جراحیت کنم؟
گفتم اره
گفت تا اتاق و اماده میکنن
زنگ بزن همسرت بیاد تنها نباشی
بعد من اینطوری بودم
ک چرا جو میدی حالا ی کیسته دیگه
اون بچه رو از سر کار بکشم اینجا ک چی
اقا من رفتم برا اماده شدن
دراز ک کشیدم
بی حسم ک کرد
چاقو رو ک رو تنم کشید
تااااازه فهمیدم چ گهی خوردم تنها اومدم
ببین خیلی ترسیده بودم
وگرنه چیز خاصی نبود
ولی جوری ترسیده بودم
ک دکتر هی میگفت حرف بزن خیلی عجیب ساکتی نگران میشم
خلاصه ک تنها رفتم جراحی کردم و برگشتم
بعد همسرم ک برگشت خونه و دید ک من کیست و دراوردم و چ برش گنده ای زده و اینا
برگاش ریخته بود 😁
هی میگفت نمیدونم خوشحال باشم از این همه مستقل بودنت یا بترسم از این حجم از خودکفا بودنت
میرفت میومد میگفت خب چرا موقع برگشت زنگ نزدی من بیام دنبالت
داشتم فکر میکردم ک اره واقعا چرا از این فرصت برا ناز کردن استفاده نکردم ولی حقیقتا تو اون موقعیت این شکلی بودم ک خب الان ی اسنپ میگیرم میرم خونه دیگه چ کار خاصی هست ک بگم اون از سر کار بیاد اینجا دنبالم یعنی منطقی نبود ب نظرم
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد