انگار همه ی آدما روی زمین
ی دوران تباه تو زندگیشون هست
من خودم
چون تو ی خانواده مذهبی و سنتی ب دنیا اومده بودم
همش فک میکردم خوشی و زندگی فقط تو سیگار و مشروب و پارتی و این داستاناست
چند سال پیش غرق این داستانا شدم
تهش ب خودن اومدم
دیدم زمان داره میگذره و من زندگیم اپسیلون ذره ای مفید نییییست
کشیدم بیرون از این زندگی
الان یاد اون دوران می افتم خندم میگیره
ب نظر من باید امتحانش میکردم میدیدم ک هیچی توش نیست
ولی خب الان ک دخترا رو میبینم
تو مترو این ور اون ور
ک تازه وارد این دوران شدن
و کلی ذوق و هیجان دارن
درک نمیکنم
نه اینا رو
نه اون دوران خودم و
:))))
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد