امروز ی پادکست گوش میدادم
مصاحبه با خانواده های اعدامی های سال ۶۷ بود
همونا ک همینا فک میکردن اخلال گرن
خانواده های جالبی بودن
دیدگاه های جالبی داشتن
و مهم تر از همه
ی اتفاق سخت و تلخ و
از چهار پنج تا زاویه مختلف
شنیدم
چه عجیب بود
ی اتفاق تلخ
دقیقا ب ی شکل
سر چندین و چند خانواده اومده
الان دیگه نمیدونم چی درست ه چی غلط
نمیگم میخوام بمیرم
نمیگم میخوام تلاش کنم
کلا بی حس و بی نظرم
....
الانم غرق خواب
فردا واقعا چهارشنبست
و وقت دکتر دارم ...
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد