ی قضیه ای بود
مهم نبود
ولی از خیلی وقته ک استرسش و دارم
امروز ب هامون گفتم
نمیدونم
شاید ناراحت شد
شایدم بد برداشت میکنم و اون تغییری نکرده و من حساس شدم
حالا هر چی
برای اولین بار تو زندگیم
ترس از دست دادن یکی و دارم
ولی مگه میشه کاریش کرد ؟!
رفتنی میرود و شدنی میشود ...
میدونم احتمالا داغون میشم
خیلی داغون
ولی خوشحالم عشق و تجربه کردم
حال خوب و آرامش کنار یکی و تجربه کردم
شاید سهم من از زندگی همین شش ماه بود
نمیدونم
امیدوارم هر چی ک هست خوب پیش بره
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد