وقتی کرونا گرفته بودم
دانیال فهمیده بود
گفت نمونه هام و اوکی میکنه
منم اول مقاومت کردم
بعد مجبور شدم برگردم خونه
گفتم ممنون ک انجام میدی
بعد دیگه مجبور شدم از بلاک و اینا در بیارم
بعد هر چند وقت ی بار پیام میداد
منم هر بار بهش مستقیم میگفتم ک نه تلاش نکن
نگفتم من رل دارم
چون میدونم داغون میشه
خود دانیال برام اهمیتی نداره
حتی حال بدش
دلم و خنک میکنه
ولی ب عنوان ی انسان
دلم نمیاد نزدیک دفاع
داغونش کنم
حس بدی دارم
هامون قطعا بفهمه ک این نمیدونه من رل دارم ناراحت میشه
از اون ور عذاب وجدان دارم بابت اون
از اون ور امروز اومده میگه من چی کم داشتم اینطوری کنارم گذاشتی ؟!
وای خدا
چیکار باید کنم
فردا بهش میگم رل دارم
من مسول حال اون نیستم
من زندگی و رابطه خودم و دوست دارم و اولویتمه
بقیش ب من ربطی نداره
تمام
فردا بهش میگم لطفا دیگه بهم پیام نده
وای خدا
چرا هر چی آدم کنه داریم تو دنیا میرسه ب من
اه
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد