بذارین بگم
۱_ درگیر خانوادم و مشکل خواهرم و حال و احوال این روزای پدرم و خواهرم چون میدونم خیلی تحت فشار بودن و من ب عنوان ی عضو بیشعور تو این موقعیت کنارشون نبودم ....
۲_ دوستای اطرافم، طرز فکرشون نسبت بهم، داشتن یا نداشتنشون...
۳_ اعتماد به نفس نداشتم....
۴_ زیادی روراست بودنم با همه ...
۵_ دعوای امروزم با دانیال و اذیت کردنای آزار دهندش که تمرکز برام نمیذاره
۶_ اتفاق مهمی ک میتونه سرنوشتم و عوض کنه و قراره فردا مشخص شه به احتمال زیاد ...
۷_ احساس میکنم کم کاری میکنم و خیلی استرس دارم و میترسم ....
این فایلا رو داشته باشین فردا در مورد همه حرف میزنم ...
پ.ن: به شددددددددددت به دعاهاتون نیاز دارم برام دعا کنید کار فردا جور بشه و بتونم برم سرکار لطفااااااااا ....نه به خاطر هزینش که صد در صد هزینش هم مهمه ولی بیشتر برا اینکه میتونم ی مکان داشته باشم ک دور از همه به کارام برسم ....
توروخدا دعام کنییییییید:(
انقد منتظر فردام ک با وجود اینکه دارم از بی خوابی میمیرم خوابم نمیبره :(
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد