It's me

آخرین فعالیت‌های It's me

درباره It's me

It's me

پنجشنبه دوم مرداد ۱۴۰۴
23:9

من ی همکلاسی داشتم

از ابتدایی

بعد راهنمایی

بعد دبیرستان

بعد اون شد تجربی

من ریاضی

این دختر انقدرررررر معتقد بود

ک ن تنها چادر و مقنعه میزد

بلکه همیشه هد هم میزد

همیشه بهمون میگفت نماز شب خیلی آرومش میکنه

و ما بسی احساس عذاب می‌گرفتیم

ک سارا در لیگ دیگریست

گذشت

ما هم دانشگاهی هم شدیم

اون پزشکی

من مهندسی

دیگه خبری از چادر نبود

در و داف شد

همش پارتی و مهمونی

حالا اون دوره اون ب من میگفت بریم پارتی

من میگفتم ولمون کن بابا

دیگه از ی جا ب بعد ازش خبر نداشتم

تا ارشد و تموم کردم

ی روز داشتم برمیگشتم شهرمون

تو ترمینال

باهم رو به رو شدیم

اون ی نخ سیگار تو دستش

منم ی نخ دیگه

هم و ک دیدیم

ی نگاه بهم کردیم

ی نگاه ب نخ سیگارا

بعد همزمان گفتیم شتر دیدی ندیدی

هیچی خلاصه

الان عکساش و تو تل دیدم

چقدددد در و داف تر شده

کجا رفت نماز شبا؟

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد