این دوازده روز
برای من خیلی سنگین و سخت بود
ن از ترس جونم و این چیزا ها
از ترس کشورم
اقا من کاملااااا مخالف حکومتم
ن بخاطر چرت و پرتایی ک بستن ب ناف مخالفا مثل حجاب
از دید من شهروند
که هیچ مطالعه سیاسی ندارم
حس میکنم ی سری چیزا درست نیست خیلی هم نادرسته
حالا تا تو گونی نکردن ما رو این تیکه از بحث و تموم کنم
ولی ایران
جون منه
من هر جای کره خاکی باشم
جونم و میدم برای ایران
شاید از نظر خیلی ها مرز و خاک و کشور اراجیفه
ولی من قلبم برای این کشور میتپه
برای همین مرز
اون ۱۲ روز
من داشتم میمردم از نگرانی
ک زبونم لال اتفاقی برای این خاک بیافته
تا لحظه آخر هم موندم تهران
گفتم شاید ب کمک من نوعی نیاز باشه
من بمونم همونجایی ک جنگه و شاید کاری ازم براومد
امیدوارم شما هم حالتون خوب باشه
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد