بعد ی پنیک زجر آور
و اینکه همسر جان معلوم نبود کی برمیگرده
زنگ زدم دوستم دلارام بیاد پیشم
الان بهترم
از شدت عصبانیتم کم شده
ولی داشتم ب خودم فک میکردم
چرا
اصلا از کی
دیگه نمیتونم رویا ی آینده ای ک میخوام بسازم و ببینم
این خیلی بده
شما هم اینطوری شدین؟
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد