آقا خیلی درد داره
زندگی تو ایران و میگم
ب عنوان ی جوون ۲۷ ساله
ب این نتیجه رسیدم
هیچ وقت قرار نیست زندگی ک میخوام و اینجا بتونم ب دست بیارم
حاجی زنیکه
از ۱۰۰ فرسخی معلومه مذهبی و طرفدار انقلاب
بعد من بهش میگم تو کاتب ثبت کنیم ک خط تلفن ب اسم خودم باشه
ک بتونم اینترنت بگیرم
به هفت روش سامورایی مقاومت میکنه
ک نه اونجوری من باید مالیات بدم
خب جنده از سایه همین حکومت این خونه زندگی و داری کمه؟
حرف مالیات ک میشه زورت میاد؟
ب قرآن دلم برای همسرم نمیسوخت
همین الان از زندگی تو این دنیا خدافظی میکردم
به چ قیمت زنده ایم؟
تو کشور خودمون این کصافطا بازیمون نمیدن
تو کشورای دیگه غریبه ایم
پس کجا ما هرینه نیستیم؟
کجا زورمون ب این دنیا کوفتی میرسه؟
نه واقعا کجا؟
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد