م و من امروز خونه تنها بودیم
خوب بودیم
تا اینکه دوباره بحث و باز کرد
یکم حرف زدیم
ولی میدونی چیه؟
حس میکنم
م ی انبار باروت ه
پر کینه و نفرت از هر چیز کوچیک و بزرگی
و من باید هی صبور باشم
تا خالی شه
تا کی؟
نمیدانم
ولی این موقعیت هم حس قدرت بهم میده
هم حس اینکه وقتی داره همه چی و ۲ باره تکرار میکنه
پاشم بزنم تو دهنش
بگم بسه دیگه اه
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد