دیروز با دوست دوران ابتدایی رفته بودم کافه
کلی حرف زدیم
بهم گفت آرش میشناسی؟
گفتم نه!
گفت میشناسییی
گفتم عکسش و نشون بده
نشون ک داد
دیدم بععععله
یکی از اونایی بود ک ی زمانی بشدت ابراز علاقه میکرد
و حتی یادمه من ی جایی هم نرم شدم باهاش حرف بزنم
بعد اخلاقاش رفت رو مخم
دیگه جوابش ندادم
فاطمه گفت بهش خیانت کرده
کی خودش و جر میداد ک با من دوست شه؟
دقیقا همون تایم
واقعا بعضی از پسرا خیلی بد ذاتن
این پسره نمی دونست من و فاطمه دوستیم
ولی چقد عوضی بوووود
این چیزا رو میشنوم بیشتر از ازدواج میترسم
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد