از هامون بگم...
زندگی آرومی داریم ...
حاشیه نداریم...
گاهی وقتا دعوامون میشه، میزنیم سر و کله هم :))
ولی نهایتا تا شب آشتی میکنیم
بعضی وقتا من الکی بهونه گیر میشم و همش غر میزنم
ولی خداروشکر هامون خیلی شخصیت آرومی داره و صبور
نهایتا غرامو میزنم و تموم میشه و میگم ببخشید و باز با هم دوست میشیم:)))
گاها از پس انداز نکردنش حرصم میگیره و غر میزنم
که الحمدالله تازگیا به راه راست هدایت شده:))
گاها غرق کار میشه و به قول خودش من دچار کمبود توجه میشم و یهو منفجر میشم و هامون ضربتی وارد عمل میشه و با چیزایی ک دوست دارم آرومم میکنه و باز دوست میشیم:))
کلا خوبه
نمیدونم بزرگ شدم دیگه دنبال حاشیه نیستم
یا هامون باعث شده خیلی آروم شم :))
ولی در کل زندگی آرومی داریم ک همه تمرکزمون و گذاشتیم رو کار و آینده و هیچ داستان دیگه ای نداریم
آهان
هامون کنترلگر ی جورایی نامحسوس من و از همه دوستای ب قول خودش نابابم جدا کرد :))
ی بار یکی از اون بچه ها اومده بود پیشم
بعد هامون ک فهمید گفت من همه تلاشم و کردم تو رو از اون خوابگاه و آدماش دور کنم این چرا باز پیداش شده
هم خندم گرفت:)) که انقد بدش میاد از دوستام اونم فقط با ی بار دیدنشون
هم حرصم گرفت ک خودم نفهمیدم کی و چطوری ولی واقعا دورم کرد ازشون
البته اینکه آدم رفیق بازی نیستمم بی تاثیر نیست
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد