نمیدونم اثر سرما خوردگی ه
یا چی
ولی همش کسلم
و توان اندیشیدن ندارم
فقط میتونم بگم
بچه ها
پاشین
زورمون و بزنیم
برای رفتن
اینجا بمونیم
خودمون به درک
بچه هامون در آینده فحش کشمون میکنن
کاش بیشتر تلاش کنم برای زبان
به آینده ک فکر میکنم
ب احتمال موندنم اینجا ک فکر میکنم
ترس همه وجودمو میگیره
استرس نمیذاره تمرکز کنم
خدا
تو که همیشه هوامو داشتی
بازم هوامو داشته باش
کمکم کن فرار کنم از این خراب شده
جون هر کی دوست داری
تنهام نذار تو این راه
مرحله آخر ه دیگه
بقیش اگه بهتر از اینجا نباشه فک نکنم بدتر از اینجا باشه
قربون دستت خدا جونم ❤️
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد