همچنان داره ازم خون میره...
دیگه استرس گرفتم
میدونم این سرطان ه ک خالم گرفت اصلا برای سن من نیست
برای چهل پنجاه به بالاعه
(حالا فردا میرم میگن دقیقا همین سرطان و داری 🤣🤣🤣)
ولی
فکر اینکه برم آزمایش بدم
بعد بگن سرطان داری
همش اون روزای خالم یادم می افته
اونم چی
خاله من ته امید بود
انگیزه زندگی داشت
من ک الحمدالله هیچ کدوم و ندارم🤣
اگر هم سرطان باشه
فقط بین خودم و شما ها میمونه
من خودم و آخر عمری نمیدونم دست دکترا پاره پورم کنن
تهش با درد بمیرم
همین شکلی بی درد بهتره
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد