همه رفتین شمال نه؟!
فقط منم ک تهران و نگه داشتم کسی بهش حمله نکنه؟!:))
چند روز بود باز بهم ریخته بودم
ولی دوباره شروع کردم
دارم دورههای برنامه نویسی و شرکت میکنم
وقت نمیذاره برام
از این نظر ک دیگه دپ نمیشم خوبه
شنبه هم ک میرم برا مقاله صوبت کنم
کلا رویکرد زندگیم اینه ک انقد غرق کار شم ک ذهنم درگیر نشه
باز فکر خودکشی عین خوره نیافته ب جونم
من ک عرضه ندارم خودم و بکشم
حداقل با فکرش خودم و آزار ندم
پ.ن: انقد بدم میاد از آدمایی ک وقتی میفهمن یکی افسردگی داره سریع فاز علامه دهر برمیدارن ک آره تو هنوز خودت و نشناختی ... تو به فلان اصل اعتقاد نداری
تو فلان نکردی
و و و
باشه بابا تو خوبی ...
ب شخصه هر کی از این فازا در هر شرایطی برمیداره فقط وقت تلف میکنم برا تموم کردن حرفای مسخرش و تهش میگم آره واقعا راست میگی بعدتو دلم میگم تایید کردم ک دیگه زر نزنی!!!!
آدما رو درک کنید
الکی حرف نزنید
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد