من تا قبل ۱۸ سالگی
اصلا چایی نمیخوردم
البته
ب جز کله سحر
ک مامانم بیدارم میکرد برا صبحونه
که همه داشتیم آماده میشدیم
من مدرسه
مامان و بابا سرکار
خواهر جان دانشگاه و ...
تا رفتم دانشگاه
یک جووووووری وابسته چایی شدم
نگم براتون
بعد ی بار اصلا حوصله چایی درست کردن نداشتم
نخوردم
شب
از سرررررر درد داشتم میمردم
خوابیدم خوب نشد
همه چراغا رو خاموش کردم
خوب نشد
هر کاری کردم خوب نشد
تا اینکه
ی چایی گذاشتم
ی کوچولو ک ازش خوردم انگار همه سر دردم محححححو شد
همونجا بود ک فهمیدم من معتاد چایی شدم
الانم کل خاندان
در جریانن
من برم خونشون
چایی نداشته باشن
تا سالیان سال دعوتم کنن
میگم نه ممنون ی بار اومدم چایی ندادین😂😂😂
حالا بعضی وقتا صاحبخونه هی میپرسه
چرچیل جان بازم بیارم ؟!
بازم بیارم ؟!
و من هیچ وقت رد نمیکنم 😂
آقا خب من چایی دوست
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد