بعد مدتها سوار مترو شدم
یاد دوران دانشجوییم افتادم
اقا من ب شدت نیاز ب کار و درس دوباره دارم
الان کم مونده بشینم وسط مترو گریه کنم
میدونی اون روزا همش پر امید و انگیزه و انرژی بودم
نه مثل الان ک تنها راهکارم برا همه چی سیانور باشه ....
البته اینکه الان دانشجو نیستم خوبه
فشار انقد زیاد هست ک فشار درس دیگه تهش میتونست باشه
ولی حس میکنم نباید استعفا میدادم
هرچند برای برنامه های تو ذهنم مجبور بودم استعفا نیستم
کلا مسیری ک اومدم همشون لازم بود
فقط بازه ای ک الان توشم کلافم میکنه
سلام به وبلاگ من خوش آمدین
این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

با فنجان چایی هم میتوان مست شد