My Mind

آخرین فعالیت‌های My Mind

درباره My Mind

My Mind

cherchil

زنیکه

شنبه نهم آبان ۱۴۰۵
19:10

دختر همسایمون

ک مدیر ساختمون میشه

ی بار بهم پیام داد

ک برا تدریس فلان چیز کسی رو میشناسی

منظورش ب همسرم بود

گفتم نه

همیشه هم باهاش مهربون بودم

هرچند از شخصیتش ک از بالا ب پایین همه رو نگاه میکنه بدم میاد

تازه ب دوران رسیده تشریف دارن

فهمید ک من نیستم

همسرمم تنهاست

بعد دیروز پاشده رفته دم خونه ما

از همسرمم همین تدریس رو پرسیده

زنیکه ج.....ده من بهت نگفتم نمیشناسم؟

خراب!

خراب

خراب

خیلی بدم میاد در مورد ی خانوم اینجوری حرف میزنم

ولی این زن

دو ساله من اونجا زندگی میکنم

۸۰۰ بار با هم حرف زدیم

ی بار نیومده بود دم خونه ما

الان ک میدونه من نیستم

سوالی ک از من پرسیده رو

دوباره میره از همسرم میپرسه

خیلی دلم میخواد الان اونجا بودم جر وا جرش میکردم😐

پنجشنبه هفتم آبان ۱۴۰۵
11:40

این آدمی ک الان هستم رو نمیشناسم

من معمولا همیشه خنده رو بودم

یعد ی ماه ک تو ی محیط بودم و اشنا میشدم جزو افراد شر و شیطون محیط بودم

اینجا همش تو خودمم

آسته میرم آسته میام

این زنیکه شاخم نزنه :))‌

نمیدونم چرا انقد از من بدش میاد ؟

زن تو اصلا من و نمیشناسی

ولی خب

رو منم تاثیر گذاشته

منم اصلا ازش خوشم نمیاد

هرچند ب اندازه ای ک اون از من متنفره

من متنفر نیستم

گویا راست میگن ایرانیای خارج کسخل تشریف دارن

ببخشید بابت فحش

خدا من مثل این زنیکه نشم توروخدا

پنجشنبه هفتم آبان ۱۴۰۵
10:29

این روزا

همزمان احساسات زیادی رو دارم تجربه میکنم

اکثر اوقات

خشم، ترس، اضطراب، دلتنگی، خوشحالی، تعجب

نمیدونم چی میشه

ولی این روزا بیشتر از همیشه خودم درک نمیکنم

cherchil

یافته

جمعه یکم آبان ۱۴۰۵
18:26

بچه ها

این زنه اصالتا اراکیه

این دومین اراکیه ک تو زندگیم دیدم

و متاسفانه جفتشون آنرمال بودن :/

مثلا میگن مهر ماهیا با فلانیا نمیسازن

فک کنم تو طالع منم اومده ک اراکی نرمال سر راهم قرار نگیره :))

اراکیای خوب کجایین؟‌

cherchil

گشنگی

جمعه یکم آبان ۱۴۰۵
1:27

ی چیزی برا شام خریدم

ولی اشتباه خریدم

فلذا شام نخوردم

دارم از گشنگی میمیرم

ی جوری وزنم کم شده

ک از قیافم بدم میاد

حتی لباسی ک فکر میکردم

ب خاطر استخون بندیم تنم نمیشه

و برا پوشیدن این لباس باید استخونم ببرم

الان تنمه😐

پشمام😐

جمعه یکم آبان ۱۴۰۵
1:17

اقا من الان سرکارم

تو محیط کار

یک زنیکه ای هست

کیس استادی

حاجی این نذاشت من برسم

بعد شروع کنه

ببین

من ی ماهه دارم میبینمش دیگه

انقد بهش فک کردم

ک مخم نمیکشه

ی رفتارایی داره

ک قابل درک نیست

مثلا ....

ی بار داشتیم با اتوبوس برمیگشتیم

دو نفر جلومون

من و اینم ردیف عقبی نشسته بودیم

تمام طول مسیر ک ۴۰ دقیقه میشد

این پشتش کرده بود بهم

و داشت با اون دو تا جلویی حرف میزد

شاید بگین ک خب با اونا خیلی وقته اشناست

باید بگم ک

با یکیشون اره

ولی انقد حرف زد اون اشنا سرشو کرد تو گوشی

خیلی مودبانه و غیرمستقیم گفت بسه

ولی این بانو

شروع کرد با اونیکی صحبت کردن

اونیکی همزمان با من اومده :)))

تو کل ۴۰ دقیقه ی بار برنگشتا

تمام مدت پشتش ب من بود

من حس میکنم همه زورشو میزنه ک بگه اینا رفیقای منن

نمیدونم

اگه مطمسن بودم هدفش اینه

دست میزدم رو شونش و میگفتم

نکن

من دنبال رفیق نیستم

خودت و جر نده زن

نظر شما نسبت ب این رفتار چیه؟

  • سلام به وبلاگ من خوش آمدین

  • این یک متن آزمایشی است و میتوانید در قسمت ویرایش قالب به راحتی آن را تغییر بدهید

  • با فنجان چایی هم میتوان مست شد